عز الدوله - ملكونوف
48
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )
مهمان بوديم . من بواسطه خستگى و كسالت كولونل را فرستادم عذرخواهى كند . و بريلنسكى اسم اوست . جمعه بيستو پنجم رجب و بيستم مه ماه : امروز اعليحضرت امپراطور به بازديد من تشريف آوردند . هواى مسكو اين چند روز بسيار خوب و گاهگاهى هم باران مى - باريد . پرنس الكساندر در بين چند دقيقه آمده نشسته ، صحبت نمودند . اين وضع ديدن و بازديد رسمى است در خارجه . [ و ] بسيار خوب و پسنديده . كسى كه به مملكتى وارد شد ، به منازل اشخاصى كه همشان او و از خانواده سلطنت است با يكنفر آجودان و يا مهماندار سوار كالسكه شده ، مىرود . از قاپوچى و پيشخدمت در « 31 » از آجودان سئوال مىكند ، صاحبخانه منزل است و مىتوان [ او را ] ملاقات كرد ؟ پيشخدمت مىرود و مراجعت مىكند . يا حاضر است و ميل ملاقات كرده ، شما داخل مىشويد . از پنج الى ده دقيقه نشستن زحمت خواهد نمود . يا نيست و يا معذور است . مثل اينكه در سر سفره است يا رخت نپوشيده يا حمام است و غيره ، پيشخدمت مىگويد نيست يا مشغول است اگر همشان است و خيلى محرم است ، كارت اسم خود را نوشته به قاپوچى داده ، در كمال خوشوقتى مراجعت خواهد نمود . اگر از همسران و بزرگان نيست ، آجودان شما سوار شده ، كارت برده در خانه او مىگذارد . و مراجعت مىكند . و اگر شما از شاهزادگان نباشيد و به مرتبه پستتر باشيد ، همين كه قاپوچى مىگويد صاحبخانه نيست يا معذور است ، از كالسكه پياده شده ، در كرياسخانه كتابچه و قلم و دوات موجود است اسم خود را در كتابچه خواهد نوشت . گاه مىشود مرد بزرگ هم محض پاس احترام و كوچكترى ، پياده شده اسم خود را « 32 » در كتابچه صاحبخانه ثبت مىنمايد بازديد را فرداى آن روز يا پسفردا اگر عذر موجهى ندارد بايد به همين قسم
--> ( 31 ) - متن : درب ( 32 ) - متن : هم اسم خود را پياده شده .